۱۳۸۸ شهریور ۵, پنجشنبه

بعضی ها هیچ وقت نمی فهمن


  • کشف و نظر
همیشه وقتی از کنار یک کتاب فروشی رد می شوید،حتا اگر خیال خرید هم ندارید یک نگاه به عنوانهای روی پیشخوان بیاندازید.مطمئن باشید فروشنده نه از نگاه کردن شما ناراحت می شود ونه از ورق زدن کتابها و یا حتا خواندن قسمتی از کتابی که توجه شما را جلب کرده، اگر کتابی هم نخریدید، بدانید فروشنده کتاب برعکس دیگر فروشندگان اصلا ناراحت نخواهد شد.
این را گفتم تا مقدمه ای باشد بر مطلب امروز که من به همین روش وقتی با پسرم  یک کتابگردی چند دقیقه ای در یک  کتابفروشی انجام دادم  این کتاب ارزشمند را شکار کردم.
"بعضی ها هیچ وقت نمی فهمن" کتاب نود و دوصفحه ای،ترجمه ای است از یک کتاب آلمانی نوشته "کورت توخولسکی"  با ترجمه  "دکتر محمد حسین عضدانلو" . کتاب در حقیقت نوشته هایی با زمینه طنز در مورد مسائل اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و .... است.
وقتی کتاب را میخوانید اصلا نمیتوانید باور کنید که این کتاب  مربوط به نویسنده ای درسال های 1930 باشد. وقتی این کتاب را می خواندم ، با این حوادث اخیر و روابط بین مردم و فرهنگ جاری کشورمان به این موضوع فکر می کردم که در این دنیا همه چیز و همیشه در حال تکرار است. چطور میشود جلوی این تکرار ها را گرفت و قدمی به جلو بر داشت. ای کاش می دانستیم و می دانستند ...
  • گزیده کتاب    
  1.  نذار ابهت هیچ آدم خبره ای تو رو بگیره. اون بهت میگه که:" دوست عزیز، من بیست ساله که این کارمه". آدم ممکنه کاری رو بیست سال تموم هم غلط انجام بده.!!
  2. آدمیزاد دو تا پا داره و دو تا اعتقاد: یکی برای وقتی که حالش روبراهه و یکی هم برای موقعی که حالش خرابه. اسم این دومی رو گذاشته دین.
  3. اگر حروف سیاه و برجسته روزنامه ها رو بر میداشتن چقدر دنیا ساکت تر میشد!
  4. قسمت "ماهیگیر متدین" و " من یه قاتلم " رو هم حتما بخونید. 
   توخولسکی یک روزنامه نگارچپگرا وطنز نویس یهودی آلمانی بود. او در برلین به دنیا آمد و در سال 1924 به پاریس  ودرسال1930 به سوئد مهاجرت کرد.او صلح طلب بود و همیشه از تسلط تمایلات ضد دمکراتیک و دیکتاتوری بر عدالت و روحیات جنگی ومیلیتاریستی می ترسید .که با به قدرت رسیدن نازیسم در آلمان در سال 1933 این ترس او به واقعیت پیوست. پس از به قدرت رسیدن نازی ها در آلمان کتابهای او شامل قانون کتابسوزی شد. و تابعیت کشوش نیز از او سلب شد. او در سال 1935 در سوئد به علت بیماری سیفلیس در سن 45 سالگی( توجه کنید در سن 45سالگی) در گذشت. در خود کتاب هم بیوگرافی خوبی از نویسنده چاپ شده است. همچنین اطلاعات بیشتر را در اینجا ببینید.
میتوانید دراین آدرس تعدادی از متنها را که یک علاقه مند از آلمانی به انگلیس ترجمه کرده است ببینید.






۱۳۸۸ مرداد ۲۸, چهارشنبه

پیروزی فکر

  • کشف و نظر:
یکی از علتهایی که باعث شد این وبلاگ را ایجاد کنم خواندن این کتاب یعنی کتاب پیروزی فکر اثر ماردن و ترجمه دکتر سید حسینی بود. کتاب واقعاً فوق العاده است.با خواندن این کتاب  که هر جمله آن به مانند کلمات قصار یا یک quote است به فکر فرو می روید . اگر مبالغه نکنم  این همه سرو صدای کتابهایی چون "راز" و یا "قانون جذب" و" راز موفقیت" و ...  با اینکه کتابهای خوبی هم هستند ولی به نظر من تنها خلاصه
 یک فصل این کتاب هستند که فقط بسط داده شده اند و به همراه تجارب نویسنده هایشان و مثالهای امروزی به رشته تحریر درآمده ند. با خواندن این کتاب که صفحات کمی در حدود 160 صفحه دارد در هر سن و هر موقعیتی که هستید احساس نزدیکی به کتاب می کنید. تنها عیب کتاب شاید این باشه که مانند کتابهای جدید خیلی با آب و تاب صحبت نکرده و مثالهای امروزی و مدرن ندارد.
مرحوم استاد سید حسینیاین کتاب را در جوانی ترجمه کرده اند که بسیار عجیب است که از دهه 40 تا کنون این کتاب بدون اینکه تازگی خود را از دست بدهد مرتباً تجدید چاپ می شود.استاد ترجمه های زیادی دارند که چون من خود هنوز مطالعه نکرده ام به آنها اشاره نمیکنم برای اطلاع بیشتر اینجا را ببینید.
به نظر من علاوه بر ترجمه روان ایشان شخصیت و زندگی نویسنده با توجه به سختی هایی که در مسیر زندگی با ان روبه رو شده و سر انجام نیز به موفقیت رسیده در گیرایی متن بسیار موثر بوده است. آری سخن چون از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.
 ماردن مادر خود را در سه سالگی و پدر خود را در 7 سالگی از دست داد. در این زمان سرپرستی او و دو خواهرش ببین افراد مختلف دست به دست می شد و او مجبور بود برای نگهداری خود و دو خواهرش در خانه سرپرستها کار کند.با مطالعه یک کتاب قدیمی در خصوص اعتماد به نفس و خود اتکایی self help که از زیر شیروانی پیدا کرد تصمیم گرفت تا خود و شرایط را تغییر دهد. او با پشتکار خود توانست درسال1871  از دانشگاه بوستون فارغ التحصیل شود وسپس درسالهای 1881 و 1882  دکترای پزشکی و لیسانس حقوق را از دانشگاه هاروارد کسب کرد و سمینارهای سخنوری دانشگاه بوستون را نیز مطالعه کرد. او خرج تحصیل خود را از طریق کار کردن در هتل به دست می آورد. با توجه به علاقه اش به این شغل پس از فارغ التحصیلی او به سمت مدیر هتل کار کرد و نهایتاً مالک چندین هتل شد. او تصمیم گرفت ایده خود در خصوص راهنمایی های امید بخش به مردم و آموزش روش تغییر را برای کمک به مردم به رشته تحریر درآورد. اولین کتاب خود رادر سال 1894نوشت. و پس از آن مجله موفقیت را تاسیس کرد . او چندین کتاب دیگر در این زمینه تالیف نموده است . او در سن 74 سالگی در گذشت. ماردن اعتقاد داشت که فکر و طرز فکر تاثیر مستقیمبر روی زندگی و کیفیت و شرایط فرد می گذارد. ماردن جملات معروفی دارد که در کتابهایش منعکس است. به چند نمونه اشاره می کنیم. جملات بیشتر را در اینجا یا اینجا ببینید.
  • Be larger than your task
  • All men who have achieved great things have been great dreamers
  • Our thoughts and imagination are the only real limits to our possibilities
    
  • گزیده:
جملات زیر جملات قصار نیستند بلکه قسمتهایی از متن کتاب هستند. 
  • ارزش انسان به کارهایی نیست که به سبب حوادث انجام می دهد،بلکه بسته به اقداماتی است که به رغم حوادث انجام میدهد.
  • هیچ آرزوی جوانانه ای را که در مغزتان پیدا می شود به بهانه پیری سرخورده نکنید.
  • آنکه امیدهای بیشتری دارد عمرش طولانی تر است.
  • نشاط را نه قطره قطره و با خست ،  بلکه جوانمردانه و مشت مشت پخش کنید. آنرا بی قید و شرط به همه کس ببخشید.
  • تا وقتیکه کلمه نمیتوانم را از قاموس ضمیر خویش پاک نکرده اید ، نمیتوانید موفق شوید تا وقتیکه به ضعف خویش اعتقاد دارید ، نیرومند نخواهید بود.
  • سرنوشت خود را با افکار تعیین کنید.
  • خیالاتی که در مخیله ما پیدا می شوند نه برای گول زدن ما بلکه برای اینکه صورت حقیقی به خود گیرند به سراغ ما آمده اند.آنها چیزی جز طرح اولیه حقایق نیستند.



آغاز

عاشق دانستن و مطالعه هستم.خیلی وقتها در بساط یک کتابفروش خیابانی و یا یک کتاب فروشی "خوش برو و رو"  کتابی می بینم  و پس از مطالعه آن افسوس می خورم که ای کاش این کتاب را چند سال پیش دیده بودم.در روزنامه یا مجله ای مطلبی می بینم و بسیار آن را پر فایده می بینم. چه بسا یک جمله از یک کتاب سرنوشت را تغییر دهد. این وبلاگ کوششی است در جهت دانستن بیشتر و پویایی اندیشه و شاید بیشتر...